نام : خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی

جنسیت : مرد

ملیت : ایرانی

شماره ثبت رکورد :

تاریخ ثبت :

الخیرات - در اواخر قرن هفتم و اول قرن هشتم هجری قمری کوه سرخاب تبریز، شاهد یک جنب و جوش و فعالیت بزرگ آبادانی و ساختمانی بوده و از هر جهت مورد توجه واقع شده و شهرکی معروف و آبادان در دامنه این کوه ساخته‌اند و آن ربع رشیدی نام داشته که به دستور خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی وزیر دانشمند و مدبر عصر مغول ساخته شده است.

«رشید دولت و دین چون رحیل کرد به عقبی نوشته منشی تقدیر او که «طالب ثراه» محل ربع رشیدی در آخر محله ششگلان که به محله باغمیشه و لیلانکوه یا بیلانکوه منتهی می‌شود در طرف چپ در دامنه کوه سرخاب در جایی بسیار باصفا و خوش آب و هوا و مرتفع واقع بوده و در میان باغها و انبوه درختان قرار داشته است».
جریانات فرهنگی ایران موجب گردید تا خواجه­رشیدالدین مجتمع عظیم دانشگاهی ربع رشیدی را در شرق تبریز تأسیس نماید. وی با تأسیس مجتمع دانشگاهی رشیدیه یا ربع رشیدی در سال ۶۹۹ هجری در شرق تبریز، این شهر را به کانون علم و هنر در دنیای آن روز مبدل ساخت و اگر ادعا کنیم که فرهنگ و تمدن بشری در قرن چهاردهم میلادی مرهون این مرکز عظیم دانشگاهی بوده، سخن به گزاف نگفته­ایم.

به استناد وقفنامه­ای که از بانی دانشمند آن به یادگار مانده، ربع رشیدی مرکز گفتمان علمی میان تمدن­های آن روز بوده و علاوه بر زبان­های فارسی و عربی، دروس رایج به زبانهای ترکی، چینی، یونانی، عبری، مغولی و احتمالاً سانسکریت تدریس شده و هزاران دانشجو بر حلقه جذبه داشته­است. لذا خواجه­ رشیدالدین با رویکردی واقع گرایانه، راهبردهای اعتدال محور و اولویت­ حفظ ارزشهای بنیادین و افزایش نوآوری­های درون­زا، خط مشی اقتدارگرا و طراحی وحدت در عین کثرت با شیوه­های تمرکز قدرت و مشروعیت سیاسی سبب ایجاد شهرک دانشگاهی بین­المللی شد.
ربع­رشیدی بارزترین نمونه مساعی و تلاش سازنده دست اندرکاران و حامیان اصلاحات غازان خان در عرصه تعالی و رشد و پویایی فرهنگ ایرانی در چهارچوب اندیشه­های عصر ایلخانی به شمار می­رود که توسط خواجه رشیدالدین با الهام از غازانیه و به عنوان یک شهر دانشگاهی با برنامه­های وسیع فرهنگی، اقتصادی و رفاهی در نخستین سالهای قرن هشتم هجری در داخل باروی غازانیه یعنی در داخل حصار جدید شهر تبریز که توسط غازان خان ایجاد شد، برپا گشت.
ربع رشیدی نمونه­ای شاخص و متعالی از برنامه­ریزی و مدیریت شهری است که در تاریخ شهرسازی ایران و امروز جزو نمونه­های نادر می­باشد و لذا خروارها خاک، هرگز نتوانسته است به حیثیت و هستی آن خدشه وارد آورد و تأثیرآن را در روزگار و ماندگاری آن را در حافظه ملت­ها مخدوش و نابود سازد می‌باشد. 
  
درباره وقف نامه

‏«کتاب وقفنامه رشیدی» مفصلترین مدرک و سند راجع به ‏اهمیت و کثرت موقوفات ابواب البر و موسسات رشیدیه در ‏تبریز (ربع رشیدی) محسوب می شود که نسخه ی نفیسی از آن ‏در تملک خاندان محترم سراج میر است.‏
این نسخه بسیار نفیس در روز برگزاری مجلس علمی و ‏تحقیقی درباره خواجه رشید الدین فضل الله در تبریز، از ‏طرف آقی علاء الدین سراج میر در محل دانشکده ی ادبیات ‏و علوم انسانی تبریز به دانشمندان شرکت کننده ارائه ‏گردید (روز جمعه ۱۶ آبان ۱۳۴۸) و لزوم طبع و نشر آن ‏تیید و تاکید شد. خوشختانه از پرتو حسن نیت سالک ‏محترم وقفنامه فعلا ین نسخه در اختیار انجمن آثار ملی ‏است و با نشر آن یکی از مهمترین مدارک مربوط به دوره ‏ی یلخانی و معتبرترین و گویا ترین سند درباره ی ‏بزرگترین ابواب البر ایران بلکه جهان در اختیار ‏پژوهندگان قرار خواهد گرفت. ‏
در اصالت و قدمت این نسخه خطی کمترین تردید نیست ولی ‏درباره  انتساب نگارش آن به شخص رشید الدین ‏نباید با شتاب داوری کرد، زیرا ظاهراً هرگز وقفنامه ‏به خط رشید الدین نوشته نشده و تفصیل وقفنامه و ‏اشتغالات مهم و متعدد وزیر نیز اجازه ی چنین کاری را ‏نمی داده است و با وجود همکاران متعهد تعهد مستقیم این ‏امر لزومی نیز نداشته. در مقدمه ی وقفنامه تصریح شده ‏است که :

«این وقفیه معروف است به وقفیه الرشیدیه بخط ‏الواقف» و در مکتوبی که رشید به مولانا صدرالدین محد ‏ترکه نوشته (مکتوب سی و ششم) و وصیت فرزندان خود و ‏متروکات کرده است می گوید «وقفیه ی کبیر که به خط ‏عبدالملک حدادی است» … و این مولانا عبدالملک حدادی ‏همان است که در ردیف مولانا همام الدین تبریزی و مولانا ‏صدرالدین محمد ترکه و مولانا عضد الدین یجی و مولانا ‏برهان الدین عبری و مولانا اصیل الدین بن نصیر الدیم ‏طوسی و مولانا جمال الدین مطهر حلی از منظوران مسلم ‏رشید الدین بوده (مکتب نوزدهم).

بنابراین گمان می ‏رود «وقفیه الرشیدیه به خط الواقف» در واقع عنوان ‏وقفیه باشد که با تصویب واقف بری تثبیت اعتبار و ‏ارزش وقفنامه از لحاظ شرعی و عرفی اختیار شده، و نسخه ‏مورد بحث اگر نخستین نسخه به خط عبدالملک حدادی نباشد ‏ناچار یکی از نسخه هی اصلی است که در زمان رشید ‏الدین استنتاخ و از طرف وقف توشیح و تسجیل شده است. ‏
 وقفنامه ی رشیدی با این مقدمه ‏آغاز می شود: ‏
‏« الوقفیه الرشیدیه بخط الواقف فی بیان شریط امور ‏الوقف و امصارف شرط. شرط موکد با فرزندان خویش نسلاً ‏بعد نسل و عقباً بعد عقب می کنیم و در مقاله ی حقوق ‏پدری که در ذمت ایشان عقلاً و شرعاً و عرفاً لازم است در ‏عهده یشان کرده سوگندی غلاظ و شداد ایشان را می دهم ‏خصوصاً با آنکه به موجب شرط واقف در هر عهدی نوبت ‏تولیت واشرف و نظر بدیشان رسد و مباشر ین ‏اشتغال خیر گردند در رنج ین وقفیه را به هر ماهی یک ‏نوبت مطالعه کنند تا بر احوال شروط آن کما ینبغی ‏واقف شوند و در کیفیت تصرفات واقف گردند و نیز ‏نصیحتی که یشان را کرده ام ملکه گردد تا در محافظت ‏شروط آن را باقصی الغیه بکوشند و نصیح را بدل و ‏جام قبول کرده رعیت آنرا واجب شمردند تا حق تعالی و ‏جمیع ملائکه و انبیاء و اولیاء و روح این ضعیف نیز به ‏واسطه امانت و دیانت و نیکو زندگانی یشان از ایشان ‏راضی باشند و ایشان را نیک نامی دینوی و ثواب اخروی ‏مدخر گردد ان شاء ا… تعالی وحده…)

 ‏
فهرست مطالب موجود در وقفنامه ربع رشیدی ‏
فصل اول: پاسخ ایراد و اعتراض مردم به وقف و فواید آن. ‏
فصل دوم: سجلات. ‏
فصل سوم: متن وقفیه، که شامل ۳ باب است. ‏
باب اول – در بیان موقوف علیه که مشتمل بر دو فصل ‏است: ‏
‏۱-در بیان خیر که به ابواب البر معروفند. شامل دو ‏قسم:‏
الف- در بیان اصول موقوف علیه. ‏
ب- توابع و مرافق. ‏
‏۲- در بیان اولاد خودش. ‏
باب دوم – در ذکر موقوفات شامل دو فصل: ‏
‏۱-آنچه در تاریخ سابق وقف شده و به صحت قضات رسیده ‏است ‏
‏۲- آنچه بعد از آن وقف میکند شامل دو قسم: ‏
الف – عقارات و املاک ‏
ب- منقولات و غلمان و حواری

باب سوم – در شریط وقف که خود بر دو قسم است:‏
قسم اول – تعیین متولی و مشرف و ناظر و شروط استحقاق ‏آنها و وظیف آنها شامل چهار فصل: ‏
فصل ۱: تعیین متولی و مشرف و ناظر. ‏
فصل ۲: در شریط این اعمال. ‏
فصل ۳: در وظیف ایشان از اجارات و مساقات و صرف آن. ‏
فصل ۴: در بیان حق تولیت و اشراف و نظر آنها. ‏
قسم دوم- در شریط مخصوص موقوف علیه شامل هفده فصل: ‏
فصل ۱: در توضیح مصالح مسجد صیفی، شتوی، جامع تبریز و ‏شهرستان رشیدی.‏
فصل ۲: در توضیح امور تفسیر و حدیث و سیر علوم که در ‏ین دو مسجد صورت می گیرد. ‏
فصل ۳: در توضیح امور دارالمصاحف و کتب الحدیث در جوار ‏مسجد شتوی. ‏
فصل۴: در توضیح مصالح بیت التعلیم داخل روضه و اهل آن. ‏
فصل ۵: در توضیح امور دارالحفاظ که شامل مقبره خود ‏خواجه است. ‏
فصل ۶: در توضیح خانقاه و توابع آن.‏
فصل ۷: در توضیح امور مربوط به دارالضیافه و توابع ‏آن. ‏
فصل ۸: در توضیح امور فقیران در بازار ربع رشیدی به ‏نام دارالمساکین.‏
فصل ۹: در توضیح امور دارالشفا و شرابخانه.‏
فصل ۱۰: در توضیح بیت الکتب، داخل سری متولی
فصل ۱۱: در توضیح امور غلامان و کنیزکان ‏
فصل ۱۲: در توضیح نحوه نان دادن به اهالی ربع رشیدی. ‏
فصل ۱۳: در توضیح انواع روشنی ها. ‏
فصل ۱۴: در بیان تعیین مساکین
فصل ۱۵: وجوهی که جهت اعیاد و مناسبت ها به افراد ‏خیرات می شود. ‏
فصل ۱۶: در ترتیب مصالح ۵ چشمه واقع در ربع رشیدی و ‏دروازه هی موجود در ربع رشیدی و حمام هی موجود. ‏
فصل۱۷: بیان مجمل مصارف موجود در وقفیه. (صفحه ۳۸، ۳۹، ‏‏۴۰)

 نادر میرزا صاحب کتاب تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز می نویسد: «بدان سان که من به تبریز بودم، اثری بسیار از آن برجای بود، در سفح جبل سرخاب، همه از آجر و گچ. من و همسالان بدان جاها به تفرج همی شدیم، به مؤدب و ملازم. خانها (خانه ها) بود و طاقها و دیوارها، بیشتر مقرنس، و سنگها همه یک روش تراشکرده و به اصل دیوارها به کار برده. بومیان تبریز این جا را «رشیدیه» گفتندی. سنگ و آجر این بنا [را] مردم بیتربیت برکندند و به کار بردند به عمارت خویش. اکنون هیچ از آن به جای نمانده، مگر گودالها که برای استخراج سنگ و آجر حفر کرده اند و پی و ریشه، برخی عظیم در تلی مشرف به کوی باغمیشه. و این بنا به شمال تبریز به جای است. چون با سنگ و آجر و آهک خالص با کمال دقت عمارت شده است، متین و استوار است. تبریز را بدان حکومت نیست، وگرنه کجا گذاشتندی پاره آجری آن جا بماند».

کلاویخو، جهانگرد اسپانیایی، در سفرنامه خود از ربع رشیدی به عنوان بزرگترین و عظیمترین بنای زمان یاد کرده است.

پتروشفسکی تاریخنگار روس در مورد این شهر مینویسد: «از همه کشورها انواع درختان میوه، گلها و حبوبات که در تبریز وجود نداشته و کسی آنها را ندیده بود، نهال آوردند و پیوند زدند. [خواجه رشیدالدین] به تمام ولایت هند و ختای و غیره ایلچیانی روانه گردانید تا بذر و تخم ویژه آنجا را بیاورند».

خواجه رشیدالدّین فضلالله همدانی، رجل سیاسی، دانشمند و طبیب پایان قرن هفتم و بزرگترین مورخ ایرانی عالم به جمیع علوم زمانه خویش در سال ۶۴۸ ه.ق. در همدان به دنیا آمد. رشیدالدّین، که در برخی تواریخ به او «رشیدالحق» و «رشیدالدوله» نیز گفته اند، علم طب را نزد خانواده خویش در همدان فرا گرفت. وی نخستین بار به عنوان طبیب به دربار آباقاخان راه یافت و در عهد ارغون مرتبه و پایهاش ترقی یافت. در سال ۶۹۷ ه.ق. غازانخان رتبه نیابت امور جهانبانی و منصب وزارت و صاحبدیوانی را به رشیدالدّین فضل الله و خواجه سعدالدین ساوجی سپرد.
بعد از فوت غازانخان (۱۱ شوال ۷۰۳ ه.ق.) و روی کار آمدن برادرش سلطان محمد خدابنده (الجایتو)، این دو وزیر همچنان در مقام وزارت باقی بودند که شیوه کار این دو و مبارزات سیاسی آنها در تاریخ این دوره بسیار جالب و خواندنی است. سرانجام سعدالدین ساوجی توسط الجایتو، معزول و سپس مقتول (۷۱۱ ه.ق.) شد و تاج الدین علیشاه گیلانی به پیشنهاد رشیدالدّین، به وزارت منصوب و با رشیدالدّین همکار گشت. الجایتو در رمضان ۷۱۶ ه.ق. درگذشت و پسرش ابوسعید بهادر که جانشین او شده بود همچنان رشیدالدّین و تاج الدین را به وزارت باقی گذاشت.
خواجه علیشاه بر اثر حسادتی که نسبت به خواجه رشیدالدین برای پست وزارت داشت، عاقبت با دسیسه و نیرنگ، ذهن سلطان ابوسعید را نسبت به رشیدالدّین برگردانید و سلطان حکم نمود تا خواجه و پسرش، ابراهیم را به قتل رساندند. این حادثه در تاریخ ۷۱۸ ه. ق. اتفاق افتاد و ربع رشیدی در تبریز، عرصه تاراج گشت و املاک او و فرزندانش به دیوان تعلق یافت.

مجتمع بسیار بزرگ ساختمانی و متشکل از محله های گوناگون خیابانها و کوچه ها و مکانهای رفاهی و اقتصادی مثل حمامها و کاروانسراها ( ۲۴ باب ) و کارخانه های کاغذ سازی ، پارچه بافی ، دارالضرب ، بازار و غیره بوده است که در حقیقت قسمتی از تاسیسات رشیدیه یا رشیدآباد و یا همان ربع رشیدی محسوب می شد . نکته جالب توجه اینکه ، این قسمت نیز مانند سایر قسمتهای آن ، از روی نقشه پیش بینی شده تاسیس یافته مثلا هر محله ای اختصاص به یک طبقه و یا اختصاص به یک رده شغلی داشته است ، مثلا یکی از معروفترین محلات شهرستان رشیدی ، محله صالحیه بوده است . رشید در این زمینه و درباره موقعیت مکانی و وجه تسمیه و شرایط سکونت در آن می نویسد :

« و این محله صالحیه محلتی است از محلات شهرستان رشیدی که به ربع رشیدی نزدیک است … و جهت آن نام صالحیه نهاده شد که که جماعت اهل صلاح که مجاوران و ملازمان ربع رشیدی باشند و خانها ی ایشان در آنجا باشد و فاسقان را در آنجا راه و مدخل و مقام نباشد … جماعتی که ایشان را مسکن در محله صالحیه نباشد ، شرط آنکه البته در شهرستان رشیدی و دیگر محلات ، جهت خود خانه بسازند و آنجا مقیم باشند . »

باتوجه به نکات یادشده یکی دیگر از شیوه های مدیریت و رهبری رشیدالدین آشکار می شود و آن این که :

اولا : جهت حفظ مقام و موقعیت شغلی و بخصوص حفظ روحیه و احساس کارکنان و کنترل آنها از این جنبه ها در خارج از محیط کار و اینکه آنان در مصاحبتها ، رفت و آمدهای خانوادگی ، امکانات و تنگناهای محله ای و برخوردهای گوناگون اجتماعی ، از یک بینش همگانی و یک گونه احساسات مشابه و نیازهای یکسان برخوردار باشند ، همانگونه که در محیط کار برخوردارند ، دست به احداث چنین محلات و یا در حقیقت مجتمع های ساختمانی زده است .

ثانیا : خود رشیدالدین در مکاتبات رشیدی می گوید که باید کارکنان و کارمندان از نظر رفاهی کاملا بی نیاز باشند و از یک زندگی مادی معمولی برخوردار شوند تا « … از سر رفاهیت به افادت و استفادت مشغول گردند » وگر نه اگر افراد شاغل در سازمان ، گرفتار مسائل مادی و رفاهی و بخصوص مشکلات خانوادگی باشند ، نخواهند توانست در محیط کار به خوبی عمل کنند که این مساله امروز مورد توجه کلیه مدیران و گردانندگان سازمانهای دولتی و غیردولتی است و به همین علت است که هر سازمانی برای کارکنان خویش مجتمع های ساختمانی بخصوص به وجود می آورد که هدف نه تنها تامین رفاه کارکنان می باشد، بلکه از نظر روانی و اجتماعی و اینکه آنان حتی در خارج ساختمان از یک امکانات و تنگناهایی مشابه روانی ، اقتصادی ، اجتماعی و حتی خانوادگی هم برخوردار باشند .

جالب توجه این که رشیدالدین ، توجه خود را از نظر رفاهی ، بیشتر متوجه مدرسان علوم مختلف کرده است . محل سکونت و میزان حقوق طبیبان و استادان و استادیاران ، بعد از حقوق سه مقام ارشد ربع رشیدی ( متولی، مشرف و ناظر ) قرار دارد . زیرا اینان که به امور فکری و نظری اشتغال دارند باید از رفاه بیشتری برخوردار باشند که این مساله بسیار باا همیت است و هوشیاری و آگاهی این وزیر سیاستمدار و طبیب دانشمند را در مسائل مدیریت و رهبری می رساند .

بیت الکتب و کتابخانه ربع رشیدی

کتابخانه ربع رشیدی بزرگترین کتابخانه های آن عصر به شمار می رفته است. محل کتابخانه بر روی آرامگاه رشیدالدّین بنا شده بود که در وسط آن گنبد بزرگی وجود داشته و کتابخانه مشتمل بر دو بخش، در سمت راست و چپ گنبد بوده است. در زیر گنبد نیز صدها جلد قرآن نگهداری میشده که با خط خوش نگاشته شده بودند. برای هر قسمت از کتابخانه نیز یک نفر خازن (کتابدار) و یک نفر مناول (آشنا به علم کتابداری) تعیین شده بوده است.

خواجه رشیدالدّین در وصیت نامه خود که برای صدرالدین محمد ترکه فرستاده، درباره هزار جلد قرآن نفیس و دیگر کتابهایی که به کتابخانه وقف کرده بود، چنین مینویسد:
«قرآن به خط طلا چهار صد جلد، قرآن به خط یاقوت حموی ده جلد، قرآن به خط ابن مقله هشت جلد، قرآن به خط سهروردی بیست جلد، قرآن به خط اکابر بیست جلد، قرآنه ایی که به خط خوب نوشته اند در ۵۴۸ جلد، و شصت هزار جلد کتاب در انواع علوم، تواریخ، اشعار، حکایات و امثال و غیره که از ممالک ایران، توران، مصر، روم، چین و هند جمع کرده ام، همه را برای کتابخانه ربع وقف کرده ام….»

مجوعه شصت هزار جلدی، موجودی کتابخانه دوم بود. برای حفظ و نگهداری کتب، [کاتبان به دستور خواجه رشیدالدین] نسخه های فارسی و عربی از کتابها تهیه می کردند و به کلیه شهرهای ایران می فرستاند.
برای آنکه اهمیت این تعداد کتاب را دریابیم، باید توجه کرد که تمام این کتابها، یک به یک به دست کاتبان و خطاطان نوشته و ماهها وقت صرف نوشتن هر یک از آنها شده است و امروز، پس از گذشت بیش از هفت قرن از آن روزگار، هنگامی که ده هزار و صد هزار و یک میلیون نسخه از هر کتابی یکجا و در ظرف مدتی کوتاه چاپ میشود و بهای آن به یک صدم بهای کتابهای خطی نمیرسد، ما در سراسر ایران فقط دو کتابخانه داریم که تعداد کتابهای «چاپی» آن کمی از صدهزار بیشتر است و آن دو، یکی کتابخانه مجلس شورای ملی (سابق) و دیگری کتابخانه مرکزی دانشگاه است.

 خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی،که بر علوم متداول زمان خود از علوم اسلامی گرفته تا پزشکی، کشاورزی و مهندسی و نیز زبانهای عربی، مغولی، ترکی، عبری، و چینی تسلط داشت با وجود اشتغال فراوان به امور دیوانی، ایام فراغت را به مجالست با دانشمندان سپری میکرد. در مجموعه ربع رشیدی که شامل حمامها و باغها و کارخانه‌های متعدد میشد، در کوچه «علما» چهارصد نفر از فقها و در کوی «طلاب»، هزار دانشجو سکونت داشتند که همگی حقوق و دستمزد نقدی و جنسی می گرفتند .

محل احداث کتابخانه در دو طرف گنبد بزرگی قرار داشت که خواجه روی آرامگاه خویش بنا کرده بود. اتاق کار متولی ربع نیز در کنار کتابخانه بود .

خود خواجه از چند و چون همه کتابهای کتابخانه آگاه بود و مقرر داشته بود که مشخصات دقیق کتابها در فهرستی فراهم شود و نزد متولی محفوظ و مضبوط باشد. برای هر قسمت یک نفر خازن (کتابدار) و یک نفر مناول (امانت‌دهنده) تعیین کرده بود که باید دارای شرایط لازم اخلاقی و علمی می‌بودند. برای هر یک از آنان هم شرح وظائف، حقوق، و امکانات رفاهی جداگانه در نظر گرفته شده بود. کلید کتابخانه نزد خازن بود و فهرست کتابها را باید متولی و ناظر و مشرف امضا و مهر می‌کردند. در هر قسمت از کتابخانه، فهرست کتابهای آن نگهداری و در معرض دید مراجعان قرار می‌گرفت. شیوه امانت کتاب مطابق مقرراتی مکتوب بود که خواجه وضع کرده بود. دانشجویان و مدرسان هر کتابی را می‌خواستند، از کتابخانه گرفته، همان‌جا مطالعه می‌کردند. بیرون بردن کتاب از ربع رشیدی بدون سپردن ودیعه، ممنوع بوده است. افراد خارج از ربع و نیز ساکنان آن میتوانستند کتاب به امانت بگیرند که ودیعه آن برابر قیمت کتاب فراگیر از شهر تبریز خارج می‌شد، چند برابر قیمت آن از آنها دریافت می‌شد. اگر امانت‌گیران کتاب مورد اعتماد متولی بودند. (یعنی متولی آنها را رسما به کتابخانه معرفی می‌کرد) نیز می‌توانستند بدون پرداخت ودیعه کتاب‌ها را بیرون ببرند.

وی همه ساله از محل موقوفاتی که برای مسجد و مدرسه  در ربع رشیدی وقف کرده بود مبلغی را برای استنساخ کتب خود اختصاص داد که همه‌ساله یک نسخه کامل تحریر شود و به یکی از کتابخانه‌های شهرهای ممالک اسلام هدیه شود.
چگونگی حفظ ، نگهداری و اجاره دادن رقبات موقوفه
خواجه رشیدالدین نسبت به نحوه بهره برداری از املاک و اراضی موقوفه نظرات خود را بیان می دارد و حتی مدت اسناد اجاره و شرایط مستاجر را مد نظر داشته و در وقف نامه می نویسد :

« بیشتر از سه سال به اجارت و مساقات ندهد و از معامله متغلبان اجتناب کند …»

« … و باید که البته اوقاف را به اجارت طویله ندهد و قطعا اوقاف را به ارباب جاه به اجارت ندهد . چه از تصرف کردن ایشان در آن خلل ها بسیار پدید آید … »

همچنین می توان به نظر رشیدالدین در مورد معافیت موقوفات از مالیات به منظور ایجاد شرایط بهتر برای عمران و آبادی آنها توجه کرد . او در نامه ای که خطاب به عمال حکومت و مردم سیواس نوشته است ، می گوید که به او خبر رسیده است که عواید اوقاف « دارالسیاده» سیواس به مصرف خاص خود نمی رسد و موقوفات رو به ویرانی نهاده است و این کار را به ظلم متولیان و متصدیان امور اوقاف نسبت می دهد و می گوید که باید به جای ایشان اشخاص معتبری به کار گماشت .
املاک وقفی رشید بر اساس وقف نامه ربع رشیدی
در وقف نامه ربع رشیدی ابتدا به فهرست و حدود جغرافیایی املاک یزد پرداخته شده که گویا بیشترین مقدار اوقاف او در این منطقه از ایران بوده است . این قسمت و دیگر قسمتهای اموال وقف شده به خط حاکم تبریز است و رشید صفحات و اوراق آن را با خط خود شماره گذاری کرده است .

در هر صورت ، فهرست املاک و رقبات موقوفه در یزد از صفحه ۴۵ وقف نامه شروع و تا صفحه ۱۰۳ ادامه دارد ، تعداد این اموال و املاک که حدود و ثغور جغرافیایی یا جهات اربعه آن دقیقا تعیین شده به ۶۶۱ قطعه می رسد. به علاوه اگر فهرست قطعاتی که در سه برگ مفقود ( شش صفحه ) یعنی اوراق ۷۷ ، ۷۸ و ۷۹ آمده و امروز در دست نیست به آن اضافه کنیم به بیش از هفتصد قطعه زمین شش دانگ یا مشاع و قریه و قنات وقفی فقط در یزد و حومه آن بالغ می شده است.

بعد از املاک وقفی یزد، به املاک موقوفه تبریز و سپس به موقوفات مراغه پرداخته است . سپس املاک وقفی آذربایجان یا «دارالملک تبریز » را بیان کرده که از صفحه ۱۱۱ تا صفحه ۱۱۵ ادامه دارد و بعد به املاک وقفی شیراز و املاک اصفهان در صفحه ۱۱۶ و املاکی در موصل اشاره می کند .و نیز در وقف نامه از دو قریه بزرگ به نامهای رشیدآباد و فتح آباد نام می برد . باغ رشیدآباد که بسیار یزرگ بوده به چهار قسمت نجم آباد ، دین آباد ، باغ فردوس و باغ خانقاه تقسیم می شده است که در این چهار قریه ( که مجموعا رشیدآباد نامیده می شد) صد نفر غلام و صد نفر کنیز را سکنی داده بود.

نحوه مدیریت
سرپرستی و مسئولیت مستقیم ربع رشیدی از بدو تاسیس ( ۶۹۹ هجری قمری ) تا حدود بیست سال ، یعنی سال قتل رشیدالدین ( ۷۱۸ هجری قمری ) با شخص او بوده است که بانی و موسس آن است . در وقف نامه در چندین جا بیان می کند که تا خودش زنده و در قید حیات است مدیریت و تولیت ربع رشیدی را بر عهده دارد ولی بعد از خودش ، اداره آن را به یک هیات سه نفری که در راس آنها متولی قرار دارد ، واگذار کرده است . در باب سوم وقف نامه می نویسد :

« اولا تا این ضعیف در قید حیات باشد تولیت این ابواب البر و موقوفات آن جهت نفس خود معین گردانیده ام و هیچ کس را در آن امور به هیچ وجه مدخلی و شروعی نیست اما بعد از …»

در اوایل شرط می کند که سه مقام متولی و مشرف و ناظر از میان بزرگترین پسرانش و یا بزرگترین و ارشدترین نوه ها و خاندانش انتخاب شود ، ولی گویا بعدها از این تصمیم منصرف شده و می نویسد که متولی در زنده بودن خودش ، لایق ترین و متقی ترین و مومن ترین افراد از اولادش را به این سه مقام بر می گزیند .

برای این سه مقام شرایط سختی تعیین کرده که نه تنها باید مورد تایید متولی باشند ، بلکه قاضی القضات تبریز هم باید آنها را تایید کند . وقتی مه این اشخاص مورد تایید قرار گرفتند همه باید از آن پیروی کنند ، در این باره می نویسد :

« … و شرط آن است که این عمال ( یعنی آن سه مقام ) اهل کفایت باشند و باید این معنی نزد حاکم شریعت به ثبوت رسانند … ( و تاکید کرده که حتما این سه نفر در ربع رشیدی حضور داشته و در کارها نظارت مستقیم داشته باشند ولی اگر به دلیلی یکی از آنها نتوانست حاضر شود ) دیگری را به نیابت خود جهت مباشرت آن عمل قائم مقام خود بدارند ».

متولی که مسئول مستقیم ربع رشیدی بوده، باید در هر کار اساسی و تصمیمات مهم و بخصوص در امور مالی با دو مقام دیگر یعنی مشرف و ناظر مشورت کند و سپس اقدام نماید. متولی را نصیحت می‌کند که رعایت حق را بنماید، نیکوکار، صبور و خوش قول باشد و در تعیین افراد دقت کند و صالح‌ترین و مجدترین مردمان را برای کار در ربع رشیدی ، استخدام کند و دیگر می‌گوید که قرض نکند که «قرض کردن عظیم نامستحسن بوده و خانها (خانه ها) بسیاران خراب کند خصوصا وقف را». در همه جا ناظر را نایب متولی کرده که در غیاب متولی می‌تواند به امور ربع رشیدی رسیدگی کرده و امور را حل و فصل کند .

آموزش در ربع رشیدی

مقاطع آموزشی در ربع رشیدی را میتوان به ۵ مقطع تقسیم نمود:
۱) بیت التعلیم
۲) آموزش حرفهای
۳) مدارس عالی
۴) دارالشفا
۵) خانقاه

۱) در بیت التعلیم به کودکان و خردسالان و همچنین کودکان کارکنان و کودکان یتیم شهر تبریز خواندن و نوشتن آموزش داده می شده است. این مقطع آموزشی مطابق تعلیم و تربیت اطفال در مدارس ابتدایی کنونی بوده است.
۲) آموزش حرفهای در واقع به آموزش فنی و حرف های فرزندان غلامان در ربع رشیدی اختصاص داشته است تا فرزندان آنان در حرفه های مختلف تحت تعلیم قرار گیرند.
۳) در مدارس عالی سه رشته علم تفسیر و حدیث، علوم عقلی و حسابی، و همچنین تألیفات رشیدالدّین تدریس می شده است.
۴) دارالشفا یا دانشکده پزشکی ربع رشیدی:
این قسمت، واحدی جدا و مجهّز در ربع رشیدی بوده و شباهت زیادی به بیمارستانهای دانشگاهی ایران داشته است. این دارالشفا به شکل یک بیمارستان و دانشکده پزشکی بوده که در آن هر پزشکی علاوه بر مداوای بیماران، ملزم به تربیت ۵ تا ۱۰ دانشجوی طب بوده است. پزشکان در این دارالشفا به دو دسته تمام وقت و نیمه وقت تقسیم میشده اند. پزشکان تماموقت شاغل به رشته های مختلف پزشکی و شامل یک پزشک عمومی، یک کحال (چشم پزشک) و چند جراح و چند مجبّر (شکسته بند) بوده اند. این پزشکان کادر رسمی پزشکی بوده و حق کار در خارج از ربع رشیدی را نداشته اند و خروج آنها از ربع رشیدی فقط با اجازه متولی ربع رشیدی امکان پذیر بوده است. دانشجویان می بایست در مدت پنج سال به تحصیل طب در ربع می پرداختند و در پایان اجازه طبابت دریافت می نمودند و در غیر این صورت این پنج سال باطل بوده و دانشجو اجازه طبابت نمییافته است. دانشجویان در ربع رشیدی صبحها به صورت نظری و بعدازظهرها به صورت عملی و همراه یک پزشک آموزش می دیده اند. طبیب پس از معاینه بیماران در مقابل داروخانه که به «شبکه» معروف بوده، نسخه می نوشته و به مسؤول داروخانه که «خازن» نامیده میشده، میداده و خازن آن را جهت تهیه دارو به داروساز (شرابدار) میداده است تا داروی مورد نظر تهیه گردد.
نکته قابل توجه در ربع رشیدی این بوده که هیچ مبلغی جهت درمان از بیماران مراجعه کننده دریافت نمی شده است.
پزشکان نیمه وقت از نقاط دوردست یا از کشورهای بیگانه به تبریز میآمده و هر کدام ده دانشجو را تعلیم میداده اند. محل سکونت پزشکان نیم هوقت و خانواده شان در محلهای به نام «کوچه معالجان» بوده است، ولی پزشکان تمام  وقت علاوه بر داشتن اتاق کار در ربع رشیدی، مسکنی نیز جهت خود و خانواده شان در محله «صالحیه» داشته اند.

داروخانه ربع رشیدی
هر داروخانه شامل چند خازن (نسخه پیچ و مسؤول داروخانه) و یک نفر داروساز (شرابدار) بوده است. داروهای داروخانه با هزینه های گزاف از اقصی نقاط کشور و دنیا تأمین می شده است. از سوی دیگر مواد اولیه جهت تهیه دارو به ربع رشیدی وارد می شده و سپس داروهای تولید شده از آنجا خارج می شده تا در دیگر دارالشفاهای ایران مورد استفاده قرار گیرد.
در نام های که خواجه رشیدالدّین به خواجه علاءالدین هندو نوشته برای دارالشفای ربع رشیدی، از بعضی از ادهان (روغنها) پنج من، ده من، و حتی صد من، درخواست نموده است.
در وقفنامه ربع رشیدی به صدها خمرهای اشاره شده که برای نگهداری و ذخیره داروهای مختلف استفاده می شده است.

بیمارستان
محل استراحت بیماران بوده که به دو قسمت بیماران عمومی و بیماران عفونی تقسیم میشده است و «خادم المرضی» به عنوان پرستار در آن خدمت میکرده است.

۵) خانقاه محل سماع و جلسات صوفیان و شیوخ بوده و دارای امکانات مطبخ و غذاخوری نیز بوده است. با توجه به کتاب صفوة الصفا میتوان طریقت صوفیان ربع رشیدی را طریقه صفوی دانست. و به قولی «خانقاه رشیدیه» هم کائن بود و هم مسجد بزرگی داشت که در آن مجالس وعظ و تبلیغ برگزار می گردیده است.

وقف نامه ربع رشیدی در خرداد ماه ۱۳۸۶ از سوی سازمان کتابخانه ملی ایران به یونسکو معرفی شد و در نشستی که از ۲۱ تا ۲۵ خرداد در یونسکو برگزار شد، به‌همراه شاهنامه بایسنقری در فهرست میراث مستند این سازمان به‌ثبت رسید.